مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی (۲۰۱۹) و یا گودزیلا: پادشاه هیولاها (۲۰۱۹)، نتوانستند مخاطبان را جذب موضوعشان کنند و فیلم‌هایی کم‌رونق و خسته‌کننده و بهتر است بگوییم خواب‌آور بودند. با وجود چنین فیلم‌هایی، چرا به‌جای خوابیدن در هنگام تماشای فیلمی که داستانی کسالت‌بار دارد، فیلم خوش‌ساخت و جذابی در مورد خواب تماشا نکنید؟

شما می‌توانید فیلمی را انتخاب کنید که در آن خواب، به‌طور ویژه نقش اصلی را در داستان داشته باشد. چندین فیلم تحسین‌شده چه توسط منتقدین و چه مخاطبان عام با موضوع «خواب» وجود دارند که این پدیده را به شکل قابل‌توجهی به تصویر می‌کشند. بعضی از آن‌ها تصویرسازی دقیقی از خواب ارائه می‌دهند، برخی کاملاً تخیلی هستند و تعدادی از آن‌ها از زندگی واقعی الهام گرفته‌اند.

1) کابوسی در خیابان اِلم (1984)

این فیلم به نویسندگی و کارگردانی استاد وحشت یعنی وس کریون (Wes Craven) یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های ترسناک در تمام دوران‌ها است. چیزی که این فیلم را ویژه می‌کند این است که باعث شده خواب، کاری که هر فرد به‌تنهایی انجام می‌دهد، ترسناک به نظر برسد.

فِردی کروگر، عنصر شرور و هیولای فیلم، در خواب به افراد حمله می‌کند و آن‌ها را می‌کُشد. داستان زمانی هولناک می‌شود که این افراد در واقعیت هم کشته می‌شوند. شخصیت کروگر و پیش‌فرض اصلی این فیلم کاملاً ساختگی است، اما چندین مرگ‌ومیر مربوط به خواب باعث الهام گرفتن کارگردان و ساختن این فیلم شد.

کریون شیفته داستان چند پناهنده جنوب شرقی آسیا شد که از کابوس‌های شدید و ناراحت‌کننده رنج می‌بردند و از خوابیدن خودداری می‌کردند. برخی از این پناهندگان سپس در خواب در هنگام کابوس‌های خود درگذشتند و کریون با الهام از این اتفاق فیلم‌نامه «کابوسی در خیابان الم» را نوشت.

کابوسی در خیابان اِلم به نویسندگی و کارگردانی استاد وحشت یعنی وس کریون (Wes Craven) یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های ترسناک در تمام دوران‌ها است.

2) باشگاه مشت‌زنی (1999)

این فیلم که یکی از بهترین‌های دیوید فینچر است، بر اساس کتابی به همین نام (نوشته شده در 1996) ساخته شد. 

هشدار: جملات بعدی متن دارای اسپویلرهای زیادی خواهد بود. بنابراین اگر هنوز این فیلم را ندیده‌اید، از خواندن پاراگراف بعدی صرف‌نظر کنید.»

شخصیت ادوارد نورتون در این فیلم، مبتلا به بی‌خوابی است و این اختلال درنهایت زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در پایان فیلم متوجه می‌شویم که او از اختلال تجزیه یا تشخیص هویت رنج می‌برد و شخصیت متمایز دیگری را (شخصیت برد پیت، تایلر دوردن) خلق می‌کند که فقط خودش می‌تواند او را ببیند.

طبق تحقیقی که در سال 2014 منتشر شد، افرادی که از اختلال تشخیص هویت رنج می‌برند، خواب بی‌کیفیتی دارند و بیشتر دچار مشکلات خواب هستند. این حقیقت می‌تواند تا حدودی دلیل رفتار او در ابتدای فیلم و بی‌خوابی‌هایش باشد.

3) ماشینیست (2004)

در این فیلم کریستین بیل نقش مردی با مشکل بی‌خوابی را بازی می‌کند. او یک سال است که خواب خوبی ندارد و همین مسئله سبب لاغری شدید او شده است. پس از حادثه‌ای که با یک همکار اتفاق می‌افتد، او به‌تدریج توانایی خود را در تشخیص واقعیت از دست می‌دهد. با خود خیال می‌کند که همکارانش از او متنفرند و مخفیانه سعی دارند او را با پیام‌های عجیب و رمزی دیوانه کنند.

قطعاً چنین داستانی بسیار اغراق‌شده است. زیرا بیشتر افرادی که بی‌خوابی دارند هرگز چنین تأثیرات شدیدی را تجربه نمی‌کنند. بسیاری از این افراد بیشتر از آنچه تصور می‌کنند می‌خوابند و یا می‌توانند با خواب کمتر، عملکرد خوبی داشته باشند.

همان‌طور که گفته شد، بر اساس مطالعه‌ای که در سال 2009 منتشر شده، علائم بی‌خوابی در افرادی با سطح بالای پارانویا و توهم، شایع‌تر است. بی‌خوابی ممکن است در افرادی با تفکر پارانوئیدی، مشکل نادیده گرفته‌‌ شده‌ای تلقی شود.

 در ماشینیست فیلم کریستین بیل نقش مردی با مشکل بی‌خوابی را بازی می‌کند. او یک سال است که خواب خوبی ندارد و همین مسئله سبب لاغری شدید او شده است 

4) درخشش ابدی یک ذهن پاک (2004)

جیم کَری و کِیت وینسلت در این فیلم عاشقانه علمی-تخیلی، عاشقانِ تیره‌بختی هستند. پیش‌فرض فیلم متکی به دو نفر است که با استفاده از خدمات یک شرکت خیالی یکدیگر را از حافظه خود پاک می‌کنند. این فرآیند در خواب آن‌ها اتفاق می‌افتد. درواقع کَری با پاک شدن خاطراتش، بیشتر فیلم را در دنیای خواب خود می‌گذراند.

اگرچه این فیلم فناوری و خواب را آن‌چنان دقیق به تصویر نمی‌کشد، اما در رابطه با عصب‌شناسی خاطرات تا حدی زیادی دقیق است. به‌طورکلی فیلم درخشش ابدی... فیلمی خارق‌العاده درباره عشق و از دست دادن است.

5) تلقین (2010)

در فیلم تلقین به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر نولان، لئوناردو دی‌کاپریو نقش دزدی را دارد که با نفوذ به رؤیاها و ضمیر ناخودآگاه مردم اطلاعات آن‌ها را می‌دزدد. نولان ایده فیلم خود را بر اساس رؤیاهای شفاف بنا نهاد. در این رؤیاها شما از آنچه در خواب می‌بینید آگاه هستید و تا حدی می‌توانید آن‌ها را کنترل کنید.

اگرچه فناوری ورود به رؤیاهای کسی (متأسفانه) واقعی نیست، اما علم و فناوری در زمینه رؤیاها همیشه در حال پیشرفت است.

6) ماتریکس (1999)

این فیلم اگرچه ارتباط خیلی کمی با خواب دارد اما از آنجا که یک شاهکار است، در همه زمینه‌ها حرف‌هایی برای گفتن دارد. کیانو ریوز در نقش نئو بازی می‌کند، مردی که در شبیه‌سازی واقعیت مجازی بیدار می‌شود تا واقعیت یک ویرانشهر را کشف کند. این ایده، یعنی بیدار شدن به معنای واقعی کلمه و یا به‌صورت نمادین روشن شدن، یکی از اصلی‌ترین موضوعات فیلم است.

با اینکه ایلان ماسک معتقد است که ما احتمالاً در یک دنیای شبیه‌سازی‌شده زندگی می‌کنیم، اما هیچ پایه علمی برای هیچ‌یک از فناوری‌های این فیلم وجود ندارد. با این وجود ماتریکس هنوز هم فیلمی مهیج و بی‌نظیر است.

شما کدام‌یک از فیلم‌های موردعلاقه خود را که درباره پدیده «خواب» است، به این لیست اضافه می‌کنید؟