به‌کارگیری تحلیل رؤیاها در فرایندهای درمانی

اکثر مدل‌های نظری، از اصول اولیه تحلیل رؤیا به شکلی مشابه استفاده می‌کنند. فردی که تحت درمان است، رؤیاهایش را برای درمانگر تعریف می‌کند، در ادامه در مورد رؤیاها بحث می‌شود و مورد پردازش قرار می‌گیرند و پس از آن، اطلاعات جدیدی به کمک آن‌ها به دست می‌آید.

در پایان این فرایند، درمانگر به فرد کمک می‌کند که اطلاعات جدید به‌دست‌آمده را به روشی مفید به کار گیرد. اگرچه این موارد در فرایندهای درمانی مختلف، مشترک هستند، اما هر مدل درمانی تحلیل رؤیا را به روشی متفاوت انجام می‌دهد.

تحلیل روانکاوی خواب

در نظریات روانکاوی، رؤیاها نشان‌دهنده برآورده شدن آرزوها، خواسته‌های ناخودآگاه و چالش‌های فرد هستند. بخشی از درون‌مایه رؤیاها، آشکار و بخشی دیگر از آن، پنهان است. بخش آشکار رؤیاها، شامل چیزهایی است که فرد آن‌ها را به یاد می‌آورد. بخش پنهان، دربرگیرنده معانی نمادین و تمایلات سرکوب‌شده‌ای است که در رؤیا نهفته هستند.

در طول جلسات تحلیل رؤیا، فرد تحت درمان، بخش آشکار رؤیا را با درمانگر در میان می‌گذارد. درمانگر بعد از یافتن نمادهای خاصی که در بخش آشکار رؤیا وجود دارد، از تداعی آزاد برای کندوکاو در تمایلات و ذهنیات سرکوب‌شده استفاده می‌کند.

 به‌عنوان مثال، دانشجویی، رؤیایی را برای درمانگر خود تعریف می‌کند که در آن، روی صندلی عقب ماشینی در حال حرکت نشسته است که راننده ندارد.

در مسیر، چراغ‌قرمز می‌شود و او نمی‌تواند ماشین را متوقف کند. درمانگر به بیمار کمک می‌کند بخش آشکار رؤیایش را به نمادهای زیر تقسیم کند: ماشین در حال حرکت، صندلی عقب، چراغ‌قرمز و عدم دسترسی به ترمز.

در فرآیند تداعی آزاد، بیمار در مورد هر نماد فکر می‌کند و هر آنچه را که به ذهنش می‌رسد به درمانگر می‌گوید. درمانگر با تفسیر آنچه او می‌گوید، سعی می‌کند معانی پنهان را آشکار کند. درمان شونده و درمانگر به این نتیجه می‌رسند که رؤیا نشان‌دهنده تناقض ناخودآگاهی است که او در مورد انتخاب شغل دارد.

او بعد به درمانگر می‌گوید که والدینش می‌خواهند او در رشته پزشکی تحصیل کند و هنوز به آن‌ها نگفته است که می‌خواهد نویسنده شود. درمانگر چنین تفسیر می‌کند که ماشین در حال حرکت به‌سوی آینده‌ای است که او نمی‌خواهد. تا زمانی که او روی صندلی راننده ننشیند، نمی‌تواند آن را متوقف کند. این تعبیر درست است و او تصمیم می‌گیرد به والدینش در مورد آرزوهای شغلی خود بگوید.

از نظر یونگ رؤیاها نشان‌دهنده انگیزه‌های ناخودآگاه سرکوب‌شده نیستند، بلکه بیان خلاقانه امیال و آرزوها هستند و هدفشان کمک به حل مسئله است.

تحلیل یونگی خواب

تحلیل یونگی شبیه روانکاوی فروید است، زیرا در آن رؤیاها برای یافتن اطلاعات ناخودآگاه و نمادها برای آشکار کردن معانی پنهان مورد بررسی قرار می‌گیرند.

با این حال، در تحلیل رؤیای یونگی، خود کسی که رؤیا می‌بیند، در رمز‌گشایی آن نقش مهمی دارد. علاوه بر این، در تحلیل یونگی، رؤیاها به‌عنوان تلاشی برای آشکار کردن و خلق تمایلات و خواسته‌ها در نظر گرفته می‌شوند، نه سرکوب و پنهان کردن آن‌ها، چنان که در نظریه فروید دیده می‌شود.

معرفی کتاب تفسیر خواب فروید شادخوابمعرفی فصل به فصل کتاب «تفسیر خواب»، اثر زیگموند فرویدبیشتر بخوانید

این شکل از تحلیل رؤیاها بر این باور یونگ استوار است که تا زمانی که فرد در تعبیر رؤیایش نقش پر‌رنگی نداشته باشد، تعبیر خواب چندان مفید نخواهد بود.

 علاوه بر روش تداعی آزاد که در بالا توضیح داده شد، تحلیل یونگ از تکنیکی به نام Amplification یا فزون سازی نیز استفاده می‌کند. فزون سازی بر این فرض استوار است که همه انسان‌ها دارای یک ناخودآگاه جمعی یا مجموعه‌ای از تجربیات مشترک موروثی هستند.

در این تکنیک، رؤیاها با توجه به ارتباط آن‌ها با ناخودآگاه جمعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال، اگر فرد تحت درمان، خواب یک سگ را ببیند، درمانگر به بررسی و تحقیق در مورد تمام اطلاعاتی که در مورد سگ‌ها وجود دارد، می‌پردازد (این که سگ‌ها مهربان و بهترین دوست انسان‌ها هستند و همچنین جایگاه سگ‌ها در اسطوره‌ها، و غیره). فزون سازی فراتر از به کارگیری ارتباطات فردی در فرایند تحلیل خواب است و درک جمعی از نمادها را برای کمک به فرد برای یافتن معنی رؤیاهایش، به کار می‌گیرد.

تعبیر رؤیاها در گشتالت درمانی

پردازش و تحلیل رؤیاها در گشتالت درمانی تا حدی متفاوت از روانکاوی و تحلیل یونگ انجام می‌شود. متخصصین گشتالت درمانی معتقدند که رؤیاها پیام‌هایی درونی هستند که ما برای خودمان می‌فرستیم. در گشتالت درمانی، این پیام‌ها به‌طور دقیق مورد بررسی قرار می‌گیرند تا ارتباط آن‌ها با زندگی واقعی فرد مشخص شود.

یکی از تکنیک‌های اصلی مورداستفاده در گشتالت درمانی برای تحلیل رؤیاها، تکنیک «نقش ... را بازی کن» است. در این فرآیند، درمانگر از فرد می‌خواهد که هر چیزی را که در مورد رؤیایش به خاطر می‌آورد، یادداشت کند.

سپس از او خواسته می‌شود تا هر «بخش» از رؤیا را اجرا کند و بین بخش‌های مختلف، دیالوگ برقرار کند. به‌عنوان مثال، اگر مردی در خواب ببیند که شخصی با کلاهی بر سر در باغش ایستاده است، درمانگر ممکن است به او بگوید که از آن شخصیت سؤالاتی بپرسد.

او ممکن است بپرسد: «در باغ من چه می‌کنی؟» و بعد خود او در نقش فرد کلاه‌دار، پاسخ دهد: «من اینجا هستم تا از عزیزان تو محافظت کنم.» این نقش بازی کردن‌ها به افراد تحت درمان کمک می‌کند از جنبه‌های مختلف نسبت به احساست خودآگاه شوند.

رویا خود را بنویسید3 روش برای به یاد آوردن رؤیاهابیشتر بخوانید

تحلیل خواب در هنر درمانی اگزیستانسیال

در این رویکرد، رؤیاها به‌عنوان دریچه‌ای رو به وجود فرد بررسی می‌شوند. در حالی که فرد تحت درمان سعی می‌کند سفری اکتشافی به درون خود داشته باشد، در این میان، درمانگر به‌عنوان یک شاهد عمل می‌کند. رؤیاها از نگاه هنر، مورد کاوش، و تجزیه‌وتحلیل قرار می‌گیرند.

متخصصان هنر درمانی اگزیستانسیال یا هستی‌گرا درمانی، افراد تحت درمان را به تلاش برای یافتن معنا از تصاویری که در رؤیاهایشان می‌بینند، تشویق می‌کنند و در کنار کمک به آن‌ها در این کار، از تفسیر شخصی رؤیاها خودداری می‌کنند.

تاریخچه تحلیل رؤیاها برای درمان

هزاران سال است که رؤیاها بشر را مجذوب خود کرده‌اند. در زمان‌های قدیم، بابلی‌ها و مصری‌ها معتقد بودند که رؤیاها امری الهی هستند و پیامی آسمانی دارند. ارسطو رؤیاها را پدیده‌های روان‌شناختی تعبیر می‌کرد و به آن‌ها به دید زندگی روح انسان در هنگام خواب نگاه می‌کرد.

در اواسط قرن نوزدهم، اولین تحقیق علمی در زمینه رؤیاها انجام شد، اما زمانی که فروید در سال ۱۹۰۰ تفسیر رؤیاها را منتشر کرد، تحلیل رؤیا به‌طور وسیعی گسترش یافت. او ارائه‌دهنده اولین نظریه تثبیت‌شده‌ای بود که رؤیاها را برای کمک به روان‌درمانی، مفید می‌دانست.

یونگ نظریه فروید را اقتباس کرد و چنین گفت که رؤیاها نشان‌دهنده انگیزه‌های ناخودآگاه سرکوب‌شده نیستند، بلکه بیان خلاقانه امیال و آرزوها هستند و هدفشان کمک به حل مسئله است. از آن زمان، سایر مدل‌های درمانی، مانند گشتالت درمانی، هنر درمانی و رفتاردرمانی شناختی، هر کدام به‌گونه‌ای از تحلیل رؤیاها بهره برده‌اند.

 به کار‌گیری تحلیل رؤیاها برای درمان در عصر حاضر

اگرچه در حال حاضر، به‌کارگیری تحلیل رؤیاها برای درمان، کمرنگ شده است، اما همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از برخی چارچوب‌های نظری است. به نظر می‌رسد تحلیل رؤیاها در میان روانکاوانی که تحت نظریه «روان پویشی» آموزش دیده‌اند، محبوبیت بیشتری دارد.

تحلیل رؤیاها در مدل‌های درمانی زیر نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد، اگرچه در آن‌ها چندان رایج نیست:

  • درمان فرد محور
  • درمان شناختی رفتاری
  • گشتالت درمانی

پرداختن به‌سلامت روان با تجزیه‌وتحلیل رؤیاها

از آنجایی که هدف اولیه تحلیل رؤیاها، کمک به افراد برای بررسی و حل مشکلاتی است که در حال حاضر با آن‌ها مواجه هستند، می‌توان از آن برای بررسی بسیاری از مسائل مربوط به‌سلامت روان، استفاده کرد.

با کمک تحلیل رؤیاها، تکنیک رفتارشناختی جدیدی به نام درمان Image Rehearsal، برای برطرف کردن اضطراب‌هایی مانند استرس ناشی از سانحه و تصادف و کابوس‌های مزمن، شکل گرفته است.

در این تکنیک، هدف تغییر محتوای کابوس است. درمانگر از فرد تحت درمان می‌خواهد تا کابوس خود را تعریف کند تا او آن را یادداشت کند. بعد، محتوای کابوس را به شکلی مثبت تغییر می‌دهد و از فرد می‌خواهد که داستان جدید را ۲۰ دقیقه در روز به‌طور ذهنی تکرار کند تا شدت تأثیر منفی کابوس‌های او، کاهش پیدا کند.

محدودیت‌ها و موانع تحلیل رؤیاها

 اگرچه تحقیقات نشان می‌دهد که تجزیه‌وتحلیل رؤیاها مزایایی دارد، اما محدودیت‌هایی نیز وجود دارد. برخی بر این باورند که رؤیاها پدیده‌ای کاملاً بیولوژیکی هستند و به همین خاطر، هیچ معنای نمادینی ندارند.

فرضیه «سنتز فعال‌سازی» که توسط روان‌پزشکان آلن هابسون و رابرت مک‌کارلی ارائه شد، چنین بیان می‌کند که رؤیا دیدن نتیجه ارسال دستوراتی از سوی مغز است که به‌صورت فیزیکی انجام نمی‌شوند. به عبارت دیگر، رؤیاها شکل دیگری از تفکر هستند که در هنگام خواب اتفاق می‌افتد. این دیدگاه این سؤال را مطرح می‌کند که رؤیاها واقعاً تا چه حد نشان‌دهنده ناخودآگاه هستند.

 استفاده از تحلیل رؤیاها در روانکاوی، دارای همان محدودیت‌ها و نواقصی است که نظریه فرویدی با آن‌ها مواجه است. یکی از انتقادات اصلی روانکاوی به این نظریه این است که نظریه فرویدی مبتنی بر تحقیقات موردی است و نمی‌توان نتایج آن را تعمیم داد.

انتقاد دیگر این است که این نظریه با استانداردهای علمی مطابقت ندارد. به‌عنوان مثال، تحقیقات، این نظریه را که رؤیاها نشان‌دهنده امیال و آرزوهای فرد هستند، تأیید نکرده‌اند.

نقد دیگری که در مورد نظریه روانکاوی فرویدی وجود دارد، دیدگاه منفی و جبرگرایانه آن نسبت به انسانیت است که می‌‌گوید انسان‌ها صرفاً توسط ناخودآگاه هدایت می‌شوند. این باور، اراده آزاد را که از مفاهیم اصلی نظریه‌های انسان‌گرا است، نادیده می‌گیرد.